انتخاب ، انجام معاملات و اجرای موثر عملیاتهای مالی، نقش کلیدی در ارزش شرکت ها در راستای سرمایه گذاری موثر و برداشت جریان های نقدی از این سرمایه گذاری ها دارا میباشد. همچنین ثبات در برنامه ها نیز این امر را بهبود می بخشد. با این حال، در بسیاری از مواقع تغییرات در عوامل خارجی مانند نرخ ارز و قیمت کالاها، به طور بالقوه ثبات برنامه ها را تحت تاثیر قرار داده و سبب اختلال در جریانهای نقدی می شوند و حتی در بدترین شرایط، توانایی شرکت در سرمایه گذاری در فرصت های دیگر را نیز مختل می کنند. بنابراین مدیریت ریسک به منظور افزایش ثبات برنامه ها، افزایش وفاداری به بودجه های استراتژیک، و در فرآیندهای مالی در جهت درک بهتر بازارهای عرضه، مفید واقع می گردد.
در این راستا یکی از روشهای کاهش ریسک هایی که ناشی از تغییرات قیمت به وجود می آید هجینگ می باشد. هجینگ همان انجام معاملات پوشش ریسک نوسانات قیمت می باشد. از اینرو قرارداد هجینگ امروزه در بازارهای بین‌المللی به عنوان قراردادهای «فیوچرز» یا آتی‌ها مطرح است یا از طرفی قرارداد اختیار خرید یا اختیار فروش نیز نوعی قرارداد هجینگ است.به تعبیر دیگر هجینگ نوعی سرمایه گذاری برای کاهش هزینه و خطر تغییر منفی قیمت ها در یک دارایی است.
از اینرو از ابزارهای مالی طراحی شده ای مثل هجینگ برای محدود کردن اثرات ناشی از ریسک و کاهش هزینه ها در حوزه بازارهای کالاهای بسیار ناپایدار مثل بازار مواد شیمیایی به جهت توسانات قیمت و نرخ ارز به عنوان روشی متداول میتوان بهره جست.
البته، هجینگ همزمان کالاهای مختلف، اگر با تنوع طبیعی صورت گیرد مطلوب و مفیدتر خواهد بود حتی اگر کالاها غیرقابل هماهنگ باشند .(در نتیجه، هزینه برای هجینگ کل مجموعه کالاها در نظر گرفته شده در مقایسه با هزینۀ هجینگ جداگانه برای هر کالا کمتر خواهد بود). این خصوصا در حالتی که کالاها در میان خود یا با یک کالای اضافی مشترکی مرتبط باشند ، بیشتر صادق است. به عنوان مثال، در صنعت نفت، گاز، پتروشیمی گزینه های نفت و یا مبادلات نفت خام ممکن است هنگامی که تنها هجینگ در برابر نوسانات قیمت HDPE محسوب می شوند کارآیی نداشته باشند، اما در مقایسه با نمونه های مشترک PP، PET و HDPE (به عنوان مثال هر سه اینها با نفت خام، و یا مواد اولیه برای تولید آنها اشتراک دارند) نتیجه بخش تر باشند.

نتایج قابل توجهی از این مورد را می توان به مجموعه ای از ابزارها، مبادلات، موقعیت های نفتا و غیره و در بین کالاهای مختلف گسترش داد. لازم به ذکر است که هر کالا دارای ویژگی های خاص خود است و به طور معمول نیاز به یک تیم از مدیران تامین و متخصصان قابل اعتماد برای درک و پیگیری نوسانات هر کالا می باشد. استراتژی های پرتفوی کارا در سطوح بالاتر در مورد کالاهای مختلف مستلزم هماهنگی دقیق در میان تیم های خرید هر کالا می باشد.
همچنین توجه به این نکته الزامی است که استقرار موثر استراتژی های مدیریت ریسک در سازمان و استفاده از قراردادهای هجینگ در جهت پوشش ریسک نوسانات قیمت و نرخ ارز، مستلزم فهم ضرورت استقرار زیرساخت های سازمانی برای مدیریت عرضه در سازمان می باشد. کلید موفقیت در بازار، پاسخگویی است، که با مدیریت زمان و اجرای بهینه از طریق دسترسی به اطلاعات بازار بحرانی، تجزیه و تحلیل آن، ترکیب و تصمیم گیری به موقع و دسترسی به موقعیت فعلی و دلخواه در بازار تحقق می یابد.
شرکت هایی با اعتقاد و توان قوی کنترل مالی داخلی و حسابدهی، با استفاده از ابزارهای مالی برای مدیریت عرضه و خرید رقابتی در استفاده از ابزارهای مالی در جهت دسترسی به عملکرد مطلوب موفق خواهند بود. با این حال، استفاده از ابزارهای مالی باید به شدت کنترل شود تا ریسک را مدیریت کند و با قوانین حسابداری مطابقت داشته باشد. به طور خاص، حداکثر محدودیت های مواجهه پول واقعی برای هجینگ باید به روشنی اندازه گیری و کنترل شود. به عبارتی مدیریت ریسک نیازمند توصیه هایی بمانند “یادگیری پیاده روی قبل از دویدن” می باشد. همچنین انجام “طرح های مجازی و ابتدایی هجینگ “قبل از اجرای آن در واقعیت صرف سبب می شود تا ریسک اشتباه و هدر رفتن سرمایه به حداقل برسد. لذا شبیه سازی نقش مهمی در این فرآیند داشته و به شدت توصیه می شود.

 

منبع: این یادداشت برگرفته از مقاله زیر میباشد.
Kleindorfer, P., & Yücesan, E. (2013, December). Managing commodity procurement risk through hedging. In Proceedings of the 2013 Winter Simulation Conference: Simulation: Making Decisions in a Complex World (pp. 136-146). IEEE Press.

 

برچسب ها:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *